اشتباه طلایی –Golden Mistake (داستان کوتاه دوزبانه)
مرد میانسال درحالیکه یک چشمش به مهمان خارجی است و یک چشمش به سالن فرودگاه، تأیید میکند:«بله آقا، فهمیدم. کارش باهاس خیلی درست باشه پس.» مظفّری کمی چشمهای هوشیار آبی و موهای جوگندمی مهمان خارجی را برانداز میکند که بی هیچ کنجکاویای و بیشتر با احساس یکنواختی، رفتار مردم را دنبال میکند. علاقهای ندارد که […]
اشتباه طلایی –Golden Mistake (داستان کوتاه دوزبانه) بیشتر بخوانید »


