یادداشت‌های شخصی

اشتباه طلایی –Golden Mistake (داستان کوتاه دوزبانه)

مرد میان‌سال درحالی‌که یک چشم‌ش به مهمان خارجی است و یک چشم‌ش به سالن فرودگاه، تأیید می‌کند:«بله آقا، فهمیدم. کارش باهاس خیلی درست باشه پس.» مظفّری کمی چشم‌های هوشیار آبی و موهای جوگندمی مهمان خارجی را برانداز می‌کند که بی هیچ کنجکاوی‌ای و بیشتر با احساس یکنواختی، رفتار مردم را دنبال می‌کند. علاقه‌ای ندارد که […]

اشتباه طلایی –Golden Mistake (داستان کوتاه دوزبانه) بیشتر بخوانید »

💉 قصّۀ پرغصّۀ تولید واکسن کرونا؛ یا حکایت چرا «من» و «تو»، «ما» نمی‌شویم؟

🦠 فنّاوری‌های ساخت واکسن برای تحریک سیستم ایمنی بدن به ساخت پادتن، متفاوت است. همه‌ی تخم‌مرغ‌هایت را توی یک سبد نگذار، تحریم، ریسک‌های آزمودن واکسن، فشار موج‌های بیماری و سرنوشت‌ساز بودن سرعت عمل، تقابل تمدّن‌ها در بحران و شکاف‌های فنّاورانه‌ی کشورها، برای همه‌ی عقلا‌ و دانشمندان مسجّل است.امّا سوالی که با تماشای نمودارهای سر به

💉 قصّۀ پرغصّۀ تولید واکسن کرونا؛ یا حکایت چرا «من» و «تو»، «ما» نمی‌شویم؟ بیشتر بخوانید »

میله‌ای، صدفی، پروانه‌ای (داستان کوتاه)

اواخر یک بعد از ظهر شلوغ تابستان است. مردم دسته دسته از درهای شیشه‌ای رستوران داخل می‌شوند و بیرون می‌روند. خدمت‌کارهای آبی‌پوش تند و تند میزهای شیشه‌ای را دستمال می‌کشند، پیش‌خدمت‌های کت و شلواری سفارش می‌گیرند و آشپزهای کلاه به سر پشت پیشخوان شیشه‌ای به این طرف و آن طرف سرک می‌کشند. موسیقی بی‌کلام آرامی

میله‌ای، صدفی، پروانه‌ای (داستان کوتاه) بیشتر بخوانید »

رزق بهشتی (سفرنامۀ سفر عتبات دانشجویی همراهِ ستاد عمره و عتبات دانشگاهیان)

بسم الله الرّحمن الرّحیم من از اوّل هم امیدی نداشتم؛ همسرجان بود که امیدوار بود. بعد از این‌که سال گذشته ویزا و دینار هم گرفتیم و قرار بود که نزدیک اربعین برویم و کاروانی که می‌خواست ما را با خود ببرد، برنامه‌ش به‌هم ریخت، من از فکرش درآمده بودم. همسرم بود که اواخر بهار، فراخوان

رزق بهشتی (سفرنامۀ سفر عتبات دانشجویی همراهِ ستاد عمره و عتبات دانشگاهیان) بیشتر بخوانید »

پیمایش به بالا